محمد حسين بن مهدى فراهانى
230
سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )
تنخواهى از آنها گرفته نمىشود . اما حجاج شيعه هيچ يك را بى دادن وجه نمى - گذارند داخل بقعه شوند مگر آنكه هر دفعه كه مىخواهند به زيارت بروند و داخل بقعه شوند تقريبا از يك قران الى پنج شاهى به خدام بدهند . و از اين تنخواهى كه به اين تفصيل خدام از حجاج مىگيرند بايد سهمى به نايب الحرم و سهمى به سيد حسن پسر سيد مصطفى كه مطوف عجم است ، برسد . و بعد از دادن تنخواه هيچ نوع تقيه در زيارت و نماز نيست و هر زيارتى سرا يا جهرا مىخواهد بكند آزاد است و ابدا لسانا و يدا صدمه به حجاج شيعه نمىرسانند . مقبرهء شيخ احمد احسائى و پشت بقعهء متبركهء بقيع در پائين پا در زير ناودان گنبد مطهر ، مقبرهء شيخ احمد احسائى است كه شيخيه به او ارادت دارند و ضريح آهنى دارد . و قبر را از گچ و آجر ، يك ذرع بالا آورده و سفيد كرده و سنگ مرمر بزرگى بر روى او است كه به خط نستعليق اين عبارات مرتسم است : « المرقد المطهر للشيخ العظيم الشأن الساطع البرهان مؤمن الدهر و تاج - الفخر و علامة العصر مرجع علماء الاسلام مجدد مأة الثالثة عشر مولانا و مولى المسلمين احمد بن زين الدين الاحسائى قدس سره و عطر رمسه و قد توفى اعلى اللّه مقامه فى سنة الف و مأتين ثلاثة و اربعين هذا مادة تاريخ اجل اللّه شأنه قد سألت الفكر عن تاريخه يوما فانشد * فزت بالفردوس فوزا يابن زين الدين احمد » . و بغل همين مقبره سنگ ديگر مرمر چسبانيده و اين دو شعر تاريخ نوشتهاند : « لزين الدين احمد نور فضل * تضاء به القلوب المدلهمه يريد الحاسدون ليطفئوه * و يأبى اللّه الا ان يتمه » و ما بين سنيها معروف به مقبرهء شيخ الروافض است مع هذا سنى و شيعه بر اين قبر فاتحه مىخوانند . و در مدينه كرامتى از او مشهور است : در چند سال قبل كه تازه اين سنگ را بر روى اين قبر نصب كرده بودند دو نفر از اعراب كه كارشان سنگ قبر كندنست ، اين سنگ را كه مرمر مىبينند با هم قرار مىگذارند كه شبانه در قبرستان بقيع از ديوار آمده و سنگ را از آنجا بكنند و به خانهء خود ببرند و خطوط او را حك نموده در پشت او اسم كس ديگر مرتسم نموده به قيمت گزاف بفروشند . شب از ديوار به قبرستان بقيع مىروند و يكى همينكه كلنگ را به